رفیق، شهید است؛ همهی زندگی ما، جستوجوییست برای شهادت؛ که شاهدی داشته باشیم برای زمانی که از دست میرود. باید کسی باشد که شاهد روزهای ما باشد؛ لحظههایی که مثل آبِ بر کفِ دست، میچکند و گم میشوند. رفیق، یقین است. که شک نکنی به بودنت، به چهگونه بودنت. امّا شاهدِ کاملِ هرکسی، فقط خود آن کس میتواند باشد. خطوط سیمی بلندی که اگر جابهجا در فاصلهها، تیری زیرشان ستون نشود، میافتند و گم میشوند. چیزی گم نمیشود رفقا! چیزی نیست که گم شود.
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدی
تاريخ: سه
شنبه
4 آذر
1404 ساعت: 2:13